السيد موسى الشبيري الزنجاني
2147
كتاب النكاح ( فارسى )
پس اگر معلنهاى واقعاً توبه كرده بود ولى مردى كه مىخواست با او ازدواج كند اين را نمىدانست و توبهاش را احراز نكرده بود . اگر اين شخص مع ذلك با او ازدواج كرد ، مقتضاى تناسب حكم و موضوع اين است كه اين قيد اعلان و معرفت ، مثل اكثر جاهاى ديگر ، موضوع براى حكم ظاهرى باشد و لذا در مثل چنين شخصى نمىتوان حكم به بطلان ازدواج كرد ، هم چنان كه در تمام محرمات نكاح ، مانند مادر ، خواهر ، عمو و خاله ، علم و جهل در حكم واقعى آنها دخالت ندارند و صرفاً طريق اثبات است و در حكم ظاهرى دخيل است پس فرق ما نحن فيه با آن موارد ، اين است كه در آنها علم و عرفان ، موضوع حكم واقعى است ولى در ما نحن فيه ، علم در موضوع حكم ظاهرى اخذ شده است . 3 ) آيا استبراء زانيه لازم است : الف ) كلام مرحوم آقاى حكيم : چند روايتى ما در جلسهء قبل خوانديم كه عبارت بود از : 1 - روايت اسحاق بن جرير عن ابى عبد الله « عليه السلام » « اذا هو اجتنبها حتى تنقضى عدتها باستبراء رحمها من ماء الفجور فله ان يتزوجها » 2 - سؤال يحيى بن اكثم از حضرت جواد « عليه السلام » « فقال : يدعها حتى يستبرأها من نطفته و نطفة غيره » اين دو روايت مربوط به استبراء قبل از ازدواج بود . 3 - موثقه سماعه در مورد جاريهاى كه پسر مولايش با او زنا كرده بود روايت از حضرت صادق « عليه السلام » نقل شده بود : « لا يحرم على أبيه ، الّا أنّه لا ينبغى أن يأتيها حتّى يستبرأها للولد » . مرحوم آقاى حكيم مىفرمايند ؛ چون اين روايات ، خلاف مشهور است و مشهور از آن اعراض كردهاند ، پس ( بنابراين كه اعراض مشهور را مضرّ بدانيم ) بايد اين روايات را كنار بگذاريم .